محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

106

تحفه خانى ( فارسى )

بسيار است و تصرف بحسب تحليل در مواد صحيحه اين نيز رديست پس رياضت در وقتى باد كه خلا و ملا در معده بر وجه اعتدال باشد و غذاى ماكول مرتبه كيلوس رسيده باشد و در رياضت حركت از ضعف به قوت بتدريج بايد نه دفعى كه در اوّل وهله بشدت حركت كند و سبب احتياج برياضت آنست كه انسان را از ماكول گريز نيست و آنچه ماكول مىشود از اغذيه تمام آن جزو مغتذى نشود زيرا كه در هر هضمى فضله در بدن مىماند كه از آن تكرار فضلات كثيره در بدن مجتمع مىشود چه اگر تحليل نه‌رود موجب امراض كثيره است و اگر در دفع فضلات حاصله هميشه تدارك بايراد مسهل كنند از چند وجه نيك نيست يكى آنكه طبيعت معتاد شود در دفع فضله موذى بمعين مسهل كه بىاين نتواند دفع كرد و اين از امراض است و ديگر اكثر ادويه مسهل از اخراج خلط به قوت سميت و بتكرار ايراد مسهلات با وجود اخراج مواد از كيفيات سمى در بدن مىماند كه بمرور ايام از ايشان امراض رديه متولد مىشود و سخن بقراط است كه الدواء كالصابون ينقى و ينكى پس چيزى محتاج اليه كه كفايت تحليل مواد فاسده كند و غايله مذكوره نداشته باشد آن رياضت بر وجه اعتدال است و رعايت وقت و بحسب كميت و كيفيت است و مشتمل بر منافع كثيره ديگر نيز هست كه آن انعاش حرارت غريزى و تصليب مفاصل و عضلات و تقويت و توسيع مسام كه سبب سهولت تحليل اوست و غير ذالك من المنافع و بسيار است كه تارك رياضت را از امراض رديه طارى مىشود مثل دق و اين را سبب ظاهرى مقتبس زيرا كه حدوث حماى دقى خالى از دو حال نيست يا آنكه انتقالست مثل سل و بعضى حميات ديگر و يا مكس در حصبه و غيرذلك و يا اصليت مثل آنكه بر جرم قلب حرارت مستولى شد و شروع در افناى رطوبات محموده كرده اما آنچه از ترك رياضت حاصل شود به ظاهر عقل از آن ابا مىكند مگر آنكه بواسطه ترك